نوشته شده توسط كاف.ميم
اشتباه ميكردم، در اين دنيايي كه تمام حرفها براي نگفتن است، فكر ميكردم هنوز حرفي براي گفتن باقي مانده. اشتباه ميكردم، سكوت بهتر است.
نوشته شده توسط كاف.ميم
بگذاريد تكليف خودمان را روشن كنيم، بايد در انتخابات شركت كرد يا نه؟ سوال مهمي است و جواب خيلي سختي هم دارد، نميشود سرسري و از روي احساس جوابش را داد و كنار رفت. يكي از مهمترين دلايل براي شركت نكردن در انتخابات اين است كه رييس جمهور اختيار كافي براي انجام هيچ كاري را ندارد و هر كس هم انتخاب شود اوضاع همين است كه هست. ولي بايد ديد واقعن هر كسي ريسجمهور شود فرقي به حال ما نميكد، يا واقعن اختيارات رييس جمهور آنقدر مخدود است كه نتواند هيچكاري را انجام دهد؟ بايد همه با هم بيتفاوت شويم و هر چه كه ميشود را قبول كنيم؟! هيچ تاثيري هم بر سرنوشت آيندهي كشورمان و در كل، آيندهي خودمان نگذاريم؟
سعي ميكنم در نوشتههي بعديم جوابي براي اين سوال پيدا كنم، ولي مسلمن اين كاري نيست كه به تنهايي انجامش دهم و احتياج به مفكري دارد، يكي از خوبيهاي وبلاگ هم اين است كه تبادل نظر را خيلي راحت كرده. پس شما هم در اين بحث شركت كنيد، يا با نوشتن نظراتتان زير همين نوشته يا با عضو شدن در بين نويسندگان اين وبلاگ.
نوشته شده توسط م.م
این وبلاگ قرار بود جایی برای اظهار نظر درباره ی انتخابات ریاست جمهوری باشد ولی مسئله ای پیش امده که بنظر نمی رسد اهمیت آن کمتر از انتخابات باشد و کاملا بی مربوط هم نیست. فشارهای جدیدی که چند ماهیست به وبلاگ نویسان آغاز شده است و تهدید علنی وبلاگ نویسان توسط دادستان تهران مرتضوی - عامل اجرایی تعطیلی فله ای مطبوعات - که حالا بنظر می رسد دشمن درجه یک خودکامگی را وبلاگها و اینترنت می داند و نشان داده با گردش آزاد اطلاعات به هر شکلی مخالف است.
ما جمهوری و انتخابات را برای چه می خواهیم مگر نه جز برای تضمین آزادی های فردی و اجتماعی .مگر نه اینکه تمامی کسانی که به هر نحو در راه آزادی مبارزه می کنند جدا از وابستگی های فکری ، حزبی و جناحی و نحوه مبارزه به دموکراسی قائلند و خواست مشترکشان قرار گرفتن قدرت در دست اکثریت و تضمین حقوق افلیت است.جامعه مدنی و آزادی بیان پیش فرضهای یک حکومت دموکراتیک است.
پس از یاد نبریم نباید از هیچ کاری که موجب ایجاد انسجام درجبهه معتقدین به دموکراسی و آزادی های فردی و اجتماعی باشد پرهیز نمود.و از سوی دیگر دوستانی نیز که با سیاست رابطه خوبی ندارند باید به این نکته توجه کنند که در هجمه جدید خشک و تر باهم خواهد سوخت و هنگاهی که جریان آزاد اطلاعات نشانه برود وتحدیدی صورت پذیرد همگان متضرر خواهند شد.
برای اطلاع از نامه اعتراض به دادستان تهران به
اینجا و برای امضای طومار علیه فیلترینگ اورکات به
اینجا مراجعه کنید.
احتمالهای شرکت در انتخابات- قسمت ۱(کروبی)
نوشته شده توسط كاف.ميم
دو گروه شاخص شرکت کننده در انتخابات آتی، محافظه کارها و اصلاحطلبها، برای تعیین کردن نامزد اصلی خود، هنوز هم با مشکل روبرو هستند. قصد از نوشتن این مجموعه، بررسی احتمال حضور و رای آوردن هر یک نامزدهای این دو گروه است. این مجموعه نوشتهها را با بررسی نامزدهای اصلاح طلب شروع میکنم.
نامزدهای شاخص اطلاحطلبها فعلا ۳ نفر هستند، کروبی، معين و شايد هم هاشمی، البته با چشمپوشی از گزينههايی مثل روحانی. بگذاريد بررسی کلی بر روی اين سه شخصيت اصلی را با کروبی آغاز کنیم.
کروبی، از طرف جامعهی روحانيون نامزد شده، گروهی که در انتخاب شدن سيد محمد خاتمی به عنوان رييس جمهور ايران نقش مهم و تعيين کنندهای داشتند، اما حالا بعد از هشت سال از نفوذشان در بين مردم به حد قابل ملاحظهای کاسته شده است. پس حمایتشان از کروبی چندان فایدهای به حالش ندارد.
خود کروبی هم ديگر محبوبيتی، الاخصوص در بين اصلاحطلبهای مشارکتی، ندارد. عملکرد او در دوران رياستش بر مجلس، هر چند گاهی اوقات با شجاعت و جسارت همراه بود، اما اين گاهی اوقات آنقدر نبود تا بتواند محافظه کاریهای او، و یکی به میخ و یکی به نعل کوبیدنش را کمرنگ کند.
مطمینن کروبی وقتی با ژستی اصلاح طلبانه وارد انتخابات مجلس ششم شد با آن کروبی که رییس مجلس سوم بود تفاوتهای زیادی دارند، اما خیلیها هنوز هم رفتارهای او را در طول این مدت باور نکردهاند و دلیل تمام این اصلاح خواهیهایش را به نوعی قدرت خواهی هم تشبیه کردهاند (
این نوشته از وبلاگ کلید مجهول را که اسفند سال پیش نوشته شده بود را بخوانید).
در هر صورت کروبی و جامعهی روحانیون هرچند ظاهرا جزءِ بدنهی اصلاح طلبها هستند، اما در کل مقبولیت چندانی در بین این گروهها ندارند، در بین مردم هم که تقریبن دو-سه سالی هست که جایگاهشان از بین رفته.
محافظه کاران هم که خیلی وقت است، تقریبا از اواخر دههی شصت، او و دار و دستهاش را از خود راندهاند.
پیش بینی وضعيت در انتخابات: به جز همان جامعهی روحانیون گروه دیگری از او حمایت نخواهد کرد، مگر اينکه گروههای دیگر هيچ نمايندهای را پيدا نکنند.
پیش بینی موقعیت: حداکثر سه تا چهار درصد آرا به او تعلق خواهد گرفت. اميد چندانی به انتخاب شدندش نیست، نه محافظه کارها، نه اصلاح طلبها و نه هيچ کس ديگری از او حمايت نمیکند.
نوشته شده توسط كاف.ميم
اساسن براي بحث دربارهي انتخابات و كانديداهايش، لازم است كه اول در مورد كليت آن حرف زده شود، ماهيتش بررسي شود، انگيزههايش را برشمرد بعد ديد كه اصلن شركت در همچين انتخاباتي لازم هست يا نه؟ اگر كسي شركت در انتخابات را لازم تشخيص داد، آنوقت بنشيند و دربارهي كانديداها و گروههاي مختلف شركت كننده در انتخابات فكر كند و بحث نمايد.
بايد فكر كرد كه آيا اين همه سروصدا براي كانديدا شدن افراد و اين همه دعوا و جنجال راه انداختنها براي چيست؟ اصلن سودي دارد يا مثل هميشه دعوا بر سر لحاف مردم است.
و بار دیگراکبر هاشمی رفسنجانی!
نوشته شده توسط م.م
در آستانه انتخابات مجلس ششم در حالی که اصلاح طلبان خود را پیروز انتخابات می دانستند هنگامی که با ورود هاشمی رفسنجانی در انتخابات روبرو شدند ، سنگینترین و سهمگین ترین حملات تاریخ 25 ساله ایران را متوجه هاشمی و خاندان او نمودند تا جایی که فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی در پی دفاع از پدرش نتوانست آرای لازم را جهت ورود به مجلس کسب نماید و پدرش به رتبه ای بهتر از سیم دست نیافت هر چند با ابطال بخش قابل ملاحظه ای از آرای مردم تهران این جایگاه به مکان بیستم تقلیل یافت.و در نهایت فشارها منجر به استعفای او از مجلس ششم شد. در آن زمان اصلاح طلبان حضور هاشمی در مجلس را مانعی در برابر یشبرد اصلاحات و خواست مردم می دانستند.تحولاتی مورد نظر اصلاح طلبان که با ریاست مجلسی کروبی و در اختیار داشتن اکثریت کرسی های مجلس توسط دوم خردادی ها با مخالفت محافظه کاران و در صف مقدم شورای نگهبان - و حتی دریک مورد با صدور حکم به اصطلاح حکومتی - روبرو گشت و در بهترین حالت به مجمع تشخیص مصلحتی رفت که با اکثریتی محافظه کار، هاشمی رفسنجانی رانده شده از اصلاح طلبان بر آن حکم می راند .
حال تاریخ آنچنان رقم می خورد که باز هاشمی عزت پیش را بازیابد به قولی با هزار ناز و کرشمه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری شرکت نماید و بر صندلی در کاخ سعد آبد تکیه زند که پیش از این دو بار آن را تجربه نموده است و در این میان هاشمی از حمایت بسیاری از اصلاح طلبانی بر خوردار است که نه به تایید صلاحیت معین امیدوارند و نه دلبستگی به شیخ مهدی کروبی دارند . شیخی که نه آنچنان از سیاست و مملکت داری سرشته دارد، نه در او می توان از سخنرانی و نکته دانی خاتمی - یارش در مجمع روحانیون - اثری دید و نه خوب به بازی خنده و گریه ی سید محمد وارد و شاید حضورش اگر مشکل زا نباشد گره گشا نخواهد بود.
حال باید دید بعد از هشت سال به اصطلاح رفورم و نبش قبر عملکرد مردانی چون هاشمی - بلاخص موارد مربوط به سرکوب آزادیهای سیاسی در دولت منسوب به سازندگی - آیااینبار دولتی که هشت سال پیش بخاطر جلوگیری از میدانداری محافظه کاران -که با در دست داشتن مجلس ، دولت و قوه قضاییه تهدیدی برای حوزه نفوذ هاشمی محسوب می شدند - با پایداری دولتش در جلوگیری از انجام تقلب در انتخابات به اصلاح طلبان سپرده شد ، به دست سکاندار پیشینش بازپس داده خواهد شد.
انتخابات: از تاکتيک مردم تا پولوتيک احزاب !
نوشته شده توسط م.م
تاکتيک مردم
صرف نظر احتمالات پيرامون كانديداها و احزاب حاضر در صحنه انتخابات رياست جمهوري آنچه بيش از همه از ابهام جدي برخوردار است نحوه و ميزان مشاركت مردميست. هيچ تحليلگر و فعال سياسي نميتواند با اطمينان نسبت به نحوهي حضور مردم اظهار نظر نمايد. شايد اين يكي از خصلتهاي جامعهي ايرانيست كه همه چيز را به آخرين لحظه موكول مينمايد. ولي بهنظر ميرسد بر خلاف نظر ده نمكي كه اعتقاد دارد دوم خرداد ديگري در راه است و جدا از هر حادثه خارق العادهاي - همچون تقويت احتمال حمله آمريكا!! - مردم به گونهاي رفتار خواهند نمود كه نه حماسهاي رخ دهد نه فاجعهاي در راه باشد.
پولوتيک احزاب
در شرايطي كه هيچ جناحي در جريانات سياسي درون حكومت كه قايل به مشاركت در انتخابات هستند از حمايت اكثريت مردم از خود مطمئن نيست جريانهاي موسوم به اصلاح طلب ميخواهد ازكثرت كانديدا ها بيشترين سود را برده و با ترغیم هاشمي به حضور در صحنه كه احتمالا با حضور لاريجاني و يا وليتي و همچنين احمدينژاد و توكلي و رضايي شرايطي را فراهم نمايند كه در صورت گذر معين از فيلتر شوراي نگهبان بتوانند با ترغيب برخي گروههاي اجتماعي و سياسي و حتي دانشگاهي كه از حاكميت كامل اصول گرايان و بلاخص طيف تندرو آبادگران بيمناكند، به انتخاباتي دو مرحلهاي دست يابند و شانس پيروزي خود را بيشتر نماند. حال بايد ديد هاشمي در اين بازي وارد خواهد شد و آيا افتراق محافظه كاران ادامه خواهد داشت و معين و كروبي خنثي كنندهي هم نخواهند بود.
نوشته شده توسط كاف.ميم
روحاني هم گفت كه حاضر است كانديداي انتخابات شود، اما به شرطي كه از او بخواهند كه وارد شود! عجيب است.
روحاني شخصيتي است كه هنوز هم كاملن مشخص نيست چهكاره است، هر چند مواضعش (البته به نظر من) به ناطق نوري خيلي شبيه است اما مثلمن نميتواند مثل او باشد. در ضمن نشان هم داده كه ضروريتهاي يك جامعه را خوب ميفهمد و ميتواند به خوبي در ظاهر تفكراتش تغيير بدهد تا حداقل جامعه را ساكت نگاه دارد و بعد كار خودش را انجام بدهد.
ولي عجيب اينجاست كه او گفته بايد از او بخواهند تا كانديدا شود، اما معلوم نيست چه كساني بايد اين خواهش را از او داشته باشند تا او هم تصميم بگيرد. اصلاح طلبها كه فكر نكنم سراغ او بروند و محافظه مار ها هم كه از همين حالا با كثرت كانديد مواجه شدهاند. گروههاي ميانه رو تر اما شايد به سراغ او بيايند، ولي اين گروهها هم نه تعداد ريادي دارند و نه نفوذشان (چه در قدرت و چه در بين مردم) آنقدر هست كه حمايتشان از او تاثيري برايش داشته باشد.
البته يكي از دوستان (هرچند به شوخي) ميگفت كه تا مدتي ديگر معلوم ميشود هاشمي كانديدا نميشود و كارگزاران هم روحاني را به عنوان كانديدا معرفي ميكنند، كه البته آن موقع همه چيز عوض ميشود و خيلي ها به حمايت از او برخواهند خواست.
نوشته شده توسط كاف.ميم
سال نو ميلادي است، سال 2005 شروع ميشود از امروز، سالي كه براي ايرانيها قرار است مهم باشد. تكليف رييس جمهورمان حداقل امسال روشن ميشود و در نتيجه تكليف خودمان هم معلوم خواهد شد. ميفهميم آخر قرار است دوباره در انزواي سياسي فرو برويم يا قرار است كه به تلاشمان براي ارد شد به دنياي جديد و هماهنگ شدن با آن ادامه بدهيم. ميفهميم قرار است كه باز هم شاهد بگير و ببند باشيم يا قرار است باز هم تمرين شبه دموكراسيمان را ادامه بدهيم. به هر حال براي چهار سال خط مان روشن ميشود، ميفهميم بايد كداموري فعاليت كنيم، اصلن مشخص ميشود كه ميتوان به آينده اميد داشت يا نه.
در هر صورت اين سال خيلي براي من يكي كه اهميت دارد.
نوشته شده توسط كاف.ميم
انتخابات رياست جمهوري ايران در راه است و تا امروز خيلي حرفها دربارهاش شنيدهايم، اينجا هم قرار است دربارهي همان رياست جمهوري حرف زده شود، شايد خيلي از حرفها اينجا تكراري بشوند، اما به هر حال فكر ميكنم، رييس جمهور يك كشور آنقدر مهم هست كه دربارهاش زياد نوشته شود.
هر كس ميتواند در اي وبلاگ مطلب بنويسد، با هر نظري و هر مرام فكري، مخالفان شركت در انتخابات دلايل خودشان را مينويسند و موافقان شركت كردن در انتخابات هم دلايل خودشان را، آنهايي كه ميخواهند راي بدهند هم در مورد فردي كه شايسته ميدانندش.
به هر حال قرار است پويا باشيم و با محوريت رييس جمهور بنويسيم. همين.